بیانات حضرت آیت الله سیفی مازندرانی زید عزّه در جمع برگزارکنندگان سوگواره چهل سال بصیرت عاشورایی که در روز دوشنبه (97/07/23) صورت پذیرفت

آنچه در پی می آید متن تفصیلی بیانات حضرت آیت الله سیفی مازندرانی زید عزّه در جمع برگزارکنندگان سوگواره چهل سال بصیرت عاشورایی است که در روز دوشنبه (23/7/97) صورت پذیرفت.

 

جهات بصیرت آموزی از مکتب عاشورا

بصیرت عاشورایی به معنای بصیرتی است که عنوان عاشورایی را با خود دارد بنابراین باید دید چه نکات مهمی در عاشورا رخ داده است که ارتباط با بصیرت پیدا می کند؟

1.امر به معروف و نهی از منکر

اولین جهت در قیام سید الشهداء علیه السلام که باید از آن بصیرت آموخت مساله «امر به معروف و نهی از منکر» است. حضرت علیه السلام در نامه ای به برادرش محمد بن حنفیه این گونه نوشته است: «انی ارید أن آمر بالمعروف و أنهی عن المنکر» (بحار الانوار: ج44، ص329)؛ بصیرت عاشورایی را آن شخص یا نهادی احیاء می کند که احیاگر امر به معروف و نهی از منکر باشد زیرا هدف سید الشهداء علیه السلام همین بوده است.

2.وفاداری نسبت به ولیّ امر

 جهت دوم از بصیرت، وفاداری نسبت به ولیّ امر خود است. در زیارت حضرت عباس؛ قمر بنی هاشم علیه السلام می خوانیم: «فنعم  الأخ المواسی لاخیه؛ ای کسی که خود را فدای برادرش (که ولیّ امرش بود) کرد» (المزار: ص ۱۷۷)

همچنین در آن شعر معروف منسوب به حضرت عباس علیه السلام است آمده است: «و الله ان قطعتموا یمینی انی احامی ابدا عن دینی و عن امام صادق الیقین»؛ من دستان و اعضاء و جان شیرین خود را برای وفای به امام و ولیّ امر خود می دهم.

فلذاست که امام صادق علیه السلام درباره او فرمود: «کان عمّنا العباس بن علی نافذ البصیرة» (شرح الاخبارفی فضائل ائمة الاطهار علیهم السلام:ج3، ص184)؛ نه تنها بصیر بلکه فوق اهل بصیرت بود و یک نفوذ و دید بلندی داشت که وقتی شمر بن ذی الجوشن امان نامه را به او داد برای ردّ آن از سید الشهداء علیه السلام اجازه نگرفت؛ چرا که نفس اجازه گرفتن از ولیّ امر از دید مردم، نوعی بی وفایی به شمار می رفت، و این درسی از بصیرت عاشورایی است که اجازه گرفتن از ولی امر در بعضی موارد یعنی جسارت به او.

هدف دشمن یارگیری از داخل برای دور زدن ولیّ امر است؛ سکوت جایز نیست

جای تأسف است که بعضی از روحانیون و اساتید باتجربه حوزه علمیه در مورد معاهدات خارجی از جمله «2030» و «اف.ای.تی.اف» که آن را دنیای استکبار تنظیم کرده بگوید: این یک قانون بین المللی است که باید خود ولیّ امر هم آن را بپذیرد. چنین شخصی هنوز نفهمیده که حکم ولیّ امر مسلمین به معنای حکم خدای تعالی است. این ولایت امر از جانب خداوند متعال است و ولیّ فقیه را مقید به کشور خاصی نکرده است.

قوانین بین المللی را سران استکبار تصویب می کنند که فقیه قطعا بر آنان ولایت دارد. آنها در صددند تحت عنوان اینکه این قوانین، بین المللی است جمعی را از داخل و خارج گرد آورند تا ولی فقیه را دور بزنند و کاری کنند که ایشان ملزم باشد که حتما آن را تایید کند. آیا ایستادن در مقابل چنین جریانی اجازه از ولی امر می خواهد؟!

فقها، دانشمندان، دانشجویان، حوزویون و اهل فکر و نظر باید در اینجا بایستند و نیازی هم به اجازه گرفتن نیست.

سران استکبار به شروط شما در معاهدات بین المللی اعتنایی نمی کنند

این معاهدات همانند أمان نامه هایی است که از جانب سران استکبار صادر شده و در پی آنند که بگویند این قانون ماست که بر شما حکومت می کند و شما باید امضاء و تمکین کنید و حتی اگر شروطی هم بگذارید اعتنایی به آن نمی کنند، همانطور که در برجام به شروط شما اعتنایی نکردند و هرچه خود خواستند عمل کردند.

 اگر در معاهده «اف.ای.تی.اف» نیز شرط بگذارید بی فایده است؛ زیرا آنها می گویند جامعه جهانی (به اصطلاح خودشان) قانون را تدوین کرده و حق تبصره و شرط گذاری برای آنهاست و ایران در تدوین قانون نقشی نداشته است تا بخواهد شرط و شروط بگذارد.

اجازه از ولی فقیه بعد از تصویب؟!

شما اگر از اولی که می خواستید تصویب کنید از ولی امر اجازه می گرفتید، کار درستی بود، نه اینکه این معاهده را تصویب کنید بعد در صدد اجازه از ولی امر برآیید.

شمر بن ذی الجوشن با آوردن امان نامه در پی آن بود که حضرت عباس علیه السلام، ولیّ امرش را دور بزند و در صدد بود عمود خیمه سید الشهداء علیه السلام را بگیرد؛ ولی او که نافذ البصیرة بود این امر را فهمید و بدون اجازه گرفتن از حضرت علیه السلام، نامه را به سوی شمر پرت کرده و فرمود : مرگ بر تو و آن امان نامه ات.

 

3.اقامه دین الهی

جهت سوم از بصیرت عاشورایی، «اقامه دین الهی» است.

سید الشهداء علیه السلام در جواب نامه های دعوت کوفیین می فرماید: «فلعمری ما الامام الا الحاکم بالکتاب و القائم بالقسط الدائن بدین الحق الحابس نفسه علی ذات الله» (ارشاد: ج2، ص39)

قسم به جانم کسی می تواند زمام حکومت را به دست بگیرد (منظور از «امام» در اینجا، صلاحیت حکومت و ریاست است چون این مطلب را در مقابل یزیدی می گوید که ریاست حکومت را در دست داشت) که حاکم به کتاب و قائم به قسط باشد...

همچنین بعد از انکه مروان به حضرت علیه السلام گفت که با یزید بیعت کند ایشان در جواب فرمودند: «و علی الاسلام السّلام، اذ قد بلیت الامّة براع مثل یزید» (لهوف: ص24)

منظور از واژه «راع» ولیّ امر حکومت است؛ بنابراین حضرت علیه السلام می فرمایند: «چه مصیبتی بالاتر از اینکه مسلمانان به سرپرستی همچون یزید دچار شدند پس باید با اسلام وداع نمود.»

در جایی دیگر و در یک خطبه اش در میان اصحاب و سپاهیان حرّ می فرماید: «و نحن اهل البیت اولی محمد بولایة هذا الامر من هؤلاء المدعین» (ارشاد: ج2، ص79)

 مراد از این «أمر» در اینجا ریاست حکومت است زیرا کسی که در مقابل حضرت علیه السلام بود مدعی امامت نبود بلکه مدعی خلافت و حکومت بود.

بنابراین کلام فوق به این معناست که: «ما اولی هستیم از اینکه امر حکومت را به عهده بگیریم»

این عبارات پاسخ همان شبهه ای است که می گویند سید الشهداء  علیه السلام برای حکومت نجنگیده است.

پس یکی از اهدف قیام سید الشهداء علیه السلام که در رأس همه اهدافش بود «اقامه دین الهی بوسیله اقامه حکومت اسلامی» بود یعنی همان چیزی که هدف از نزول قرآن مجید می باشد.

خداوند متعال می فرمایند: «انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما آراک الله» (نساء: 105)؛ یعنی: قرآن رابرای اقامه حکومت اسلامی نازل کردیم.

و در آیه ای دیگر این گونه می فرماید که: «شرع لکم من الدین ما وصّی به نوحا و الذی اوحینا الیک و ما وصینا به ابراهیم و موسی و عیسی ان اقیموا الدین» (شوری: 13)؛ اقامه دین الهی هدف همه انبیاء الهی بوده که در این آیه پنج پیامبر اولوا العزم را به عنوان نمونه ذکر کرده است بنابراین از زبان قرآن، تمامی یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر یک هدف داشتند و آن اقامه دین الهی بود و سید الشهداء علیه السلام  با عمل به این آیات همین هدف را دنبال کرده و می خواستند حکومت اسلامی را برپا کنند.

خواندن 43 دفعه
Share this article

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

خلاصه زندگینامه

ایشان بعد از اینکه کمتر از یکسال در مدرسه صدر بابل مشغول گذراندن برخی دروس مقدماتی بودند در سال 1352 وارد حوزه علمیه قم شدند و مقدمات را تمام کرده و سطوح متوسطه و عالی را از محضر اساتیدی همچون ستوده ، اعتمادی وآیت الله واعظی قائنی و لنگرودی سپری نمودند و در تابستان از محضر برخی آیات عظام و مدرسین در مشهد مقدس بهره های علمی بردند.

بعد از آن دروس خارج را عمدتا از محضر آیات عظام میرزا هاشم آملی ، سید محمد رضا گلپایگانی و شیخ جواد تبریزی استفاده نمودند و در بین این مدت (از 57 تا 73) به تدریس دروس مقدمات و سطوح عالی نیز اشتغال داشتند.

متن کامل زندگینامه استاد

انتقادات و پیشنهادات

شما کاربر محترم می توانید نظرات انتقادات و پیشنهادات خودتان را با ما در میان بگذارید.

فرم انتقادات و پیشنهادات

آمار بازدید

امروز
دیروز
آمار کل
11651
16483
2056038
بالا