حضرت آیت الله سیفی مازندرانی در دیدار با جمعی از فضلاء حوزه علمیه و کارمندان بسیجی شرکت ملی نفت ایران، بیانات مهمی را پیرامون ارزشهای الهی اساسی نظام و ماجرای اخیر برجام، ایراد فرمودند

 

حضرت آیت الله سیفی مازندرانی در دیدار با جمعی از فضلاء حوزه علمیه و کارمندان بسیجی شرکت ملی نفت ایران، بیانات مهمی را پیرامون ارزشهای الهی اساسی نظام و ماجرای اخیر برجام، ایراد فرمودند که به شرح ذیل می باشد:

   

باسمه تعالی

اهمیت نظام جمهوری اسلامی

نظام جمهوری اسلامی ثمره همه انبیاء الهی است؛ چون این نظام الهی در همان مسیری گام بر می دارد که پیامبران خدا گام بر می داشتند همان مسیری که قران کریم ترسیم فرموده است: « و لقد بعثنا فی کل امة رسولا ان اعبدواالله و اجتنبوا الطاغوت )نحل:36) ؛ در میان هر امتی پیمغمبری فرستادیم که ] اعلام کند که[خدا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید.»

رسول خدا صلی الله علیه و آله، امیرالمومنین، امام حسین و دیگر ائمه علیهم السلام در راه مبارزه با طواغیت زمان خویش چه زحماتی را متحمل شدند و چه جنگهایی کردند و چه خون های مقدسی در این راه ریخته شد. ثمره همه اینها احیاء اسلام و ارزشهای اسلامی بوده و هست و اکنون پرچم مبارزه با طاغوت در این نظام الهی برافراشته شده است.

سید الشهداء علیه السلام در مسیر مکه به کربلا فرمود:« و لعمری ما الامام الا العامل بالکتاب القائم بالقسط الدائن بدین الحق الحابس نفسه فی ذات الله» (مُثیرالاحزان:ص 26و27) ؛ قسم به جانم، صلاحیت رهبری امت را ندارد مگر کسی که به کتاب مجید و قرآن عمل کند و کسی که به قسط و عدالت عمل کند و .... ، و من این را در یزید نمی بینم.

با این بیانات حضرت علیه السلام معلوم می شود که اگر چنانچه حکومتی پیدا شود که در رأس آن رهبری با خصوصیات مذکور در روایات باشد حکومت برحقی است. در تمام پهنه گیتی بگردید و تمام حکومتهای دنیا را نظاره کنید آیا کشوری جز جمهوری اسلامی ایران وجود دارد که وابسته نباشد و در مقابل طواغیت و مستکبرین عالم ایستاده باشد؟ حتی کشوری مانند عراق در عین حالی که مسئولین صالح در آن وجود دارد اما هنوز زیر سلطه آمریکاست و با همه رشادت هایی که به خرج داده اند و حتی داعش را از کشور خویش بیرون کردند اما هنوز سایه طاغوت آمریکا در این کشور وجود دارد و نمی توانند سیاست های مستقل خویش را عمل کنند.

 کشور سوریه را بنگرید که به  خاطر استقلال طلبی ویران گشت، و لبنان را نظاره کنید که نخست وزیرش به دربار سعودی رفت و سرسپردگی خویش را به آنها اعلام نمود و در هنگام انتخابات در مقابل حزب الله، مشغول جمع کردن عِدّه و عُدّه بود. تازه این داستان کشورهای انقلابی است کشورهای دیگر بماند.

در دنیای کنونی کدام کشور است که در مقابل طواغیت ایستاده است؟ کدام قدرت نظامی است که مدافع حریم اهل بیت علیهم السلام می باشد؟ اگر ارتش و سپاه نبود آیا عراق نیز همچون سوریه به دست داعش به ویرانه ای تبدیل نمی گشت؟ خدا می داند اولین باری که رژه نیروهای آمریکایی را در کنار حرم امیرالمومنین علیه السلام از طریق رسانه ملی مشاهده کردم بی اختیار ناله سر دادم. اگر رشادتهای نیروهای نظامی ما نبود قبور عتبات عراق مثل بقیع با خاک مساوی می شد. آیا جز این، از داعش انتظار می رود؟!

تا زمانی که ماهیت الهی این نظام را بتوانیم حفظ کنیم با تمام وجود از آن دفاع خواهیم کرد و این را وظیفه خویش می دانیم. همه اینها تا زمانی ارزشمند است که ارزش های الهی که ماهیت این نظام را تشکیل می دهد بر این کشور حاکم باشد و الا اگر این ارزشها را از این نظام منها کنیم اقتدار نظامی، پیشرفت های اقتصادی و مدرن شدن چه فایده‏ای برای ما خواهد داشت؟ اگر فرض کنید به تمام مظاهر تمدن و به اوج قله آن برسیم و حتی از تمامی کشورها در این امور جلو بزنیم ولی خبری از ارزشهای الهی نباشد؛ آیا در این صورت باخته ایم یا برده ایم؟ روسفید هستیم یا روسیاه؟

ارزش های الهی

یکی از ارزشهای الهی که در کلام خداوند متعال ذکر شده است سلطه ناپذیری از حکومت‏های طاغوت و مستکبر است. قرآن می فرماید: « الم تر الی الذین یزعمون انهم امنوا بما انزل الیک و ما انزل من قبلک یریدون ان یتحاکموا الی الطاغوت و قد امروا ان یکفروا به (نساء:60) ؛ آیا ندیدی کسانی را که گمان می کنند به آنچه (از کتابهای آسمانی که) بر تو و پیشینیان نازل شده، ایمان آورده اند؛ ولی می خواهند برای دادرسی نزد طاغوت و حکّام باطل بروند؟ با اینکه به آنها دستور داده شده که زیر بار طاغوت نروند.»

واژه «زعم» در لغت عرب به معنای اعتقاد است و بر این اساس معنای آیه چنین است که: آنها اعتقاد دارند و اینگونه فکر می کنند که به کتاب های آسمانی ایمان آورده اند اما در منهج عملی و اتخاذ مواضع سیاسی، مرجع محکّم خویش را طاغوت قرار می دهند. قرآن در مورد این عده ، صراحتا وعده عذاب داده است.

آیا مرجع محکّم سعودی، جز آمریکا، صهیونیست و کشورهای اروپایی هستند؟ این کشورها برای عربستان سعودی خط و نشان می گذارند و با تهدید، ارعاب، سیطره نظامی و .. آنها را مجبور به طیّ مسیری می کنند که آنها می خواهند و اگر دست از پا خطا کند آنها را مثل رضاخان قلدر ساقط می کنند.

در آیه دیگری از قرآن می خوانیم: « و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا.»(نساء:141) فقهاء این آیه را اینگونه معنا کرده اند که : « لم یکتب الله تعالی فی دفتر تشریعه حکما و قانونا یوجب العمل به سلطة الکفار علی المومنین؛ خدای تعالی در دفتر تشریع دینش، هرگز قانون و حکمی مقدّر نکرد که آن قانون و عمل به آن، موجب سلطه کفار بر مومنین شود». قرآن با ندای بلند اعلام می کند که : هر قانون و حکمی که عمل و التزام و امضاء آن موجب سلطه کفار بر مومنین شود، از نظر ذات اقدس احدیت، قانونی نامشروع است؛ حال چه در غالب پیمان نامه 2030 باشد یا برجام و یا هر پیمان دیگری. بین المللی باشد یا غیر بین المللی؛ فرقی ندارد، همگی بی اعتبار است. بنابراین کسی نگوید عرصه های بین المللی ربطی به حکم ولایت فقیه ندارد؛ مگر حکم خدای تعالی در رسالت نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله اختصاص به ایران دارد؟ ( وما ارسلناک الا کافة للناس بشیرا و نذیرا)(سبأ:28)؛ (تبارک الذی نزّل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرا(الفرقان:1)

افتخار نظام جمهوری اسلامی این است که مبتنی بر این ارزش الهی است و سلطه هیچ طاغوت و مستکبری را بر نمی تابد.

یکی دیگر از ارزش ها « اقامه دین الهی» است. بزرگترین و مهم ترین عنصر و ارزشی که نظام اسلامی ما مبتنی بر آن است و تمامی ارزشهای الهی دیگر تحت الشعاع آن است اقامه دین الهی است.

خدای متعال در قرآن می فرماید: «شرع لکم من الدین ما وصی به نوحا و الذی اوحینا الیک و ما وصینا به ابراهیم و موسی و عیسی ان اقیموا الدین (شوری:13)؛ آئینی را برای شما تشریع کرد که به نوح توصیه کرده بود؛ و آنچه را به تو وحی فرستادیم و به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش کردیم این بود که : دین را برپا دارید.»

خداوند متعال برای شما قانون و حکم مهمی که در رأس هرم قوانین و ارزشهای اسلامی است را مقرّر فرمود. این قانون، قانونی است که به پیامبران اولوا العزم گفته شده است و آن اقامه دین الهی است. خداوند در این آیه از پیامبران اولواالعزم نام می برد که گلهای سرسبد انبیاء می باشند و می خواهد به ما بفهماند که بقیه پیامبران نیز همین گونه بوده اند یعنی وظیفه داشته اند دین الهی را اقامه نمایند. پس حکومتی که نتواند دین الهی را برپا کند آن حکومت از نظر خدای متعال، هیچ اعتباری ندارد.

در زمان حضرت عیسی علیه السلام دین او محکم بود، در زمان موسی علیه السلام، دین موسی و .... و لکن وقتی که اسلام آمد غیر از دین اسلام، هیچ دینی از نظر خدای متعال برای اجراء ، مقبول نیست. آنچه عرض شد ضروری دین ماست: «ان الدین عندالله الاسلام»(آل عمران:19)، «و من یبتغ غیرالاسلام دینا فلن یقبل منه»(آل عمران:85)، «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا»(مائده:3)

وقتی برای کشوری، اقامه دین الهی اصل شد وقتی می خواهد مسئله گردشگری را امضاء کند باید قیودی را شرط کنند تا گردشگران به صورت یله و رها نباشند. وقتی زنان و دختران کشورهای خارجی و مستکبر که پایبند به هیچ دینی نیستند با بی بند و باری در کوچه ها و خیابان های ما راه بروند شاید دختران و خواهران و مادران ما در دل خویش بگویند ای کاش ما هم مثل آنها، اینگونه راحت بودیم. نتیجه این عمل آن خواهد شد که کم کم فرهنگ منحطّ آنها در میان زنان جامعه اسلامی ما رواج خواهد یافت. تبلیغ گردشگری و اینکه منافع اقتصادی را برای ما به همراه دارد به قیمت زیرپارفتن ارزشهای الهی و مانع شدن از اقامه دین الهی نمی ارزد.

در آیه ای از قرآن، خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است: « انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما اراک الله»(نساء:105). خداوند  در این آیه در مورد علت نزول قرآن می فرماید: ای پیامبر! ما قرآن را بر تو نازل کردیم تا حکومت «الله» راه بیندازی و تا بین مردم براساس خط و مشی هایی که خدا  برای تو ترسیم می کند حکومت کنی؛ بما اراک الله لابما اراک الاحزاب الطواغیت و سائر الحکومات. اگر در تصمیم گیری های سیاسی، متاثر از حکومت های مستکبر و قدرت‏های استکباری باشیم از خط و هدف نزول قرآن خارج شده ایم.

از دیگر ارزشهای الهی می توان به مسأله «عدالت اجتماعی» اشاره کرد.

در قرآن کریم در مورد این اصل مهم این چنین آمده است : « کونوا قوامین بالقسط»(نساء:135)، و در آیه دیگری می خوانیم: «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط»(حدید:25).

قرآن کریم در آیه فوق یکی از اهداف بلند انبیاء و انزال کتب آسمانی را اقامه قسط می‏داند. با توجه به آنچه گذشت آیا پذیرفتنی است که مسئول نظام جمهوری اسلامی که خودش باید مظهر قسط باشد ده برابر دیگران حقوق داشته باشد؟! ما که ادعا می کنیم شیعه امیرالمؤمنین علیه السلام هستیم این کلام امام را نصب العین خویش قرار دهیم که : ان الله تعالی فرض علی ائمة العدل ان یقدّروا انفسهم بضَعفَة الناس»(نهج البلاغه/للصبحی الصالح: ص325) ؛ این سخن امام اول ما شیعیان است که : خدای متعال بر مسئولین عدالت، واجب کرده است که زندگی شخصی خودشان را با ضعفاء اندازه گیری کنند. این مطلب فقط اختصاص به حکومت امیرالمؤمنین نداشت بلکه خطاب به مسئولین نظام جمهوری اسلامی نیز می باشد. کسی که حقوقش ده برابر مردم عادی باشد از خط امیرالمومنین علیه السلام خارج شده است. مسئولین محترم! همگی ما میریم و باید در مقابل خدای متعال جواب پس دهیم، این اعمال، ما را رها نخواهد کرد.

 در نسخه  ابن ابی الحدید، به جای «ضعفة الناس»، واژه «بالقوام» نیز آمده است: «ان الله تعالی افترض علی ائمة العدل ان یقدّروا لانفسهم بالقوام» که ماحصلش این است که خودش را با عموم مردم تطبیق دهد، نه با مستضعف خیلی ضعیف.(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: ج11،ص36)

اگر حتی آنچه در نسخه ابن ابی الحدید آمده را ملاک قرار دهیم ( که اشاره به آیه «و کان بین ذلک قواما؛ در انفاق؛ معتدل هستند» دارد) بازهم باید بگوییم حقوق عموم مردم ایران، دو الی دو و نیم میلیون است؛ آن گاه تأسف انگیز نیست که در مجلس، حقوق مسئولان را به صورت رسمی چندین برابر حقوق عامه مردم تصویب کنند؟ حقوق هفده میلیونی مسئول بلند پایه نظام جمهوری اسلامی ( علاوه بر مزایا) چندین برابر حقوق عموم مردم است. مردم اینها را می بینند و می فهمند و در دلشان عقده می شود. چرا کاری می کنید که داد مردم در بیاید؟ چرا مراقبت نمی کنید؟

مساله برجام

قرآن کریم که «بیان للناس» است در مورد مسئله مهمی همچون قرارداد با کشورهای قدرتمند کفر حکم دارد چرا که این امر عواقب و تبعات زیادی برای نظام اسلامی دارد. فقهاء بزرگوار در جمع بین آیاتی که در مورد پیمان نامه و عهدنامه با کفار وارد شده و آیاتی از قبیل « یا ایها الذین امنوا لاتتخذوا عدوی و عدوکم اولیاء (ممتحنه:1) ؛ هرگز حق ندارید کفار را به دوستی برگزینید»؛ گفته اند که : می توانید با آنها پیمان نامه ببندید اما آنها را به دوستی انتخاب نکنید و میل و کشش قلبی نسبت به آنها نداشته باشید.

در ابتدای سوره توبه می خوانیم: «براءة من الله و رسوله الی الذین عاهدتم من المشرکین؛ از این پس خدا و رسولش از عهد مشرکانی که با شما مسلمین عهد بسته و شکستند بیزاری جست» در ادامه این آیه، این چنین آمده است که : « الاالذین عاهدتم من المشرکین ثم لم ینقصوکم شیئا و لم یظاهروا علیکم احدا؛ مگر آن گروه از مشرکان که با آنها عهد کرده اید و هیچ عهدی از شما را نشکستند و هیچ یک از دشمنان شما را یاری نکرده باشند.»

پس منطق قرآن این است که تا زمانی که با آنها عهد بسته اید وفا کنید امابه دو شرط: اول آنکه در طول عهدنامه بر شما نقصانی دارد نکنند و دوم اینکه با دشمنان شما هم کاسه نشوند.

حال سؤال این است که : آیا بعد ا زبرجام و در طول این معاهده، آمریکا و کشورهای اروپایی دستشان در کاسه اسرائیل نبوده است؟ آیا ادامه تحریم ها و شدت آنها، نقصان اقتصادی محسوب نمی شود؟ مگر نه این است که پول آنچه به کشورهای دیگر فروخته شده را نمی توانید دریافت کنید؟ قرآن به ما یاد می دهد که مادامی که آنها نقض  نکردند و به این عهد باقی ماندند شما هم باقی باشید. ولی با توجه به آنچه گذشت و نقص های فراوانی که از سوی آنها به ما وارد شد ادامه برجام با چه منطقی قابل توجیه است؟

آنچه گذشت حکم اولی مساله بود حکم اولی حکمی است که از رسول خدا یا ائمه معصومین علیهم السلام به نحو قضیه کلیه حقیقیه صادر شده باشد. حکم ثانوی نیز که حکمی است که خدا و رسول و ائمه معصومین علیهم السلام اختیار آن را در عصر غیبت به فقیه اعطاء کرده اند همین نتیجه را در بردارد. حکمی که از فقیه صادر می شود یکی از اقسام حکم ثانوی است.

اکنون سؤال این است که مگر مقام معظم رهبری از ابتدای تصویب برجام، نُه شرط نگذاشتند؟ آیا این شروط را رعایت کردید؟ خود مقام معظم رهبری در روز چهارشنبه(19 اردیبهشت97) فرمودند که یکی از شروط این بود که به شما گفتم که باید رئیس جمهور آمریکا کتبا بنویسد که من به تمام این مفاد پایبندم و در صدد مقابله با شما بر نمی آیم. ولی این کار صورت نپذیرفت.

رهبری که از همان ابتداء نُه شرط گذاشتند چرا مجلس دفاع نکرد؟ مگر حکم او معتبر نیست؟ مگر اطاعت از او واجب نیست؟ مگر حکم او به مثابه حکم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  نیست؟ چرا قوه قضائیه در این باره کاری نکرد؟ مگر نه این است که معنای شرط گذاشتن این است که اگر رعایت نکنند از نظر من این برجام مشروعیت ندارد؟

توقع ما این است که کسانی که زمام مسئولیت این نظام مقدس را عهده دار شده اند ادامه دهنده خط نبی مکرم اسلام و پاسدار خون شهدای اسلام و انقلاب باشند و به این ارزش‏ها وفاردار بمانند.

خواندن 120 دفعه
Share this article

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

خلاصه زندگینامه

ایشان بعد از اینکه کمتر از یکسال در مدرسه صدر بابل مشغول گذراندن برخی دروس مقدماتی بودند در سال 1352 وارد حوزه علمیه قم شدند و مقدمات را تمام کرده و سطوح متوسطه و عالی را از محضر اساتیدی همچون ستوده ، اعتمادی وآیت الله واعظی قائنی و لنگرودی سپری نمودند و در تابستان از محضر برخی آیات عظام و مدرسین در مشهد مقدس بهره های علمی بردند.

بعد از آن دروس خارج را عمدتا از محضر آیات عظام میرزا هاشم آملی ، سید محمد رضا گلپایگانی و شیخ جواد تبریزی استفاده نمودند و در بین این مدت (از 57 تا 73) به تدریس دروس مقدمات و سطوح عالی نیز اشتغال داشتند.

متن کامل زندگینامه استاد

انتقادات و پیشنهادات

شما کاربر محترم می توانید نظرات انتقادات و پیشنهادات خودتان را با ما در میان بگذارید.

فرم انتقادات و پیشنهادات

آمار بازدید

امروز
دیروز
آمار کل
12774
12889
2436156
بالا